* حركت به سوي مرنجاب
اينجا"مرنجاب" است، كاروانسرايي در شماليترين نقطه استان اصفهان در جوار "درياچه نمك"كه شامگاه چهارشنبه هشتم فروردين گذرمان به آنجا افتاده است.
پسينگاه،از شهرستان آران و بيدگل واقع در ۲۰۰كيلومتري شمال اصفهان بيرون زديم و پس از پنج كيلومتر جاده آسفالته و ۴۵كيلومتر جاده خاكي،در امتداد شمالشرق، پرگاز رانديم تا به اين كارونسراي تاريخي با آن چلچراغ مهتابياش كه وصفكي ازش كردم، رسيديم.
آفتاب از لب خط افق پريده بود و چشمان زغالي شب كوير دو دو ميزد كه به مرنجاب رسيديم.
نه،اصلا"بگذاريد از اول برايتان بگويم،از همان موقع كهاز طريق يك دو راهي وارد جاده مرنجاب شديم.
تيم ما پس از طي آن پنج كيلومتر جاده آسفالته در امتداد قوس كماني رو به شمال شرق وارد جاده خاكي شديم.در موازات همين جاده، يك جاده خاكي ديگر كه توسط منابع طبيعي كشيده شدهاست كه خودروهاي سنگين از جمله كاميونهاي حامل نمك حق عبور از آن را ندارند.

جابهجا، در اطراف جادهاي كه ميخواهد ما را به كارونسرا مرنجاب وصل كند ، درختان كويري"گز"،"تاغ" و "ارته"به چشم ميخورد.كار، كار منابع طبيعي است.
شكل شاخههاي درخت "ارته" شكسته شكسته و مانند شاخ گوزن است و تا ۱/۵متر نيز قامت ميبندد اما درختان گز و تاغ كه ظاهرا از يك جنسند داراي شاخههاي مستقيم با دو جهت رشد مخالفند.
درواقع رشد درخت "گز" عمودپيماست و تا هفت متر قد ميكشد اما درخت "تاغ" روي زمين ولو ميشود و دايرهوار در هر جهت رشد ميكند.
اما هرچه هست ، همه اين درختان قانع و شورطبع كويري، بيبرو برگرد حكم سربازاني را دارند كه در برابر يورش بيامان شنهاي روان رو به كشتزارها و سكونتگاهها ، سفت و يغور ميايستند تا مظاهر عمران و آباداني آدمها را از دستبرد مهاجمان تيزتك و ريزدانه ماسهاي مصون بدارند.
در طول مسير،از روي كاكل درختان كويري،چشم طمع به فراخناي آسمان دوختهام تا ببينم آيا لكههاي ابري كه رنگشان بيشتر بهكبودي ميزند،فلنگ را ميبندند تا اقلكم بتوانم شب ستاره باران كوير را ببينم يا نه ، اما هر چه جلوتر رانديم، اخم و تخم آسمان كبود كم نشد كه نشد.
در روي زمين نيز حركت خودروي جلوييمان، مانند دود اگزوزش، حلقههاي غليظ خاك را در قفا، نثارمان ميكند تا جايي كه وقتي به مقصد رسيديم نازكهاي از خاك ، رنگ "پاترول"(مان) را خاكستري كه نه، آبي چركتابي كرده است.
* " خطب شكن"
...............
در ميانه مسير جاده خاكي ۴۵كيلومتري بهشيب تندي ميرسيم كه اينجاييها به آن " خطب شكن" ميگويند.
"خطب" ، نام چوبكهاي تعبيه شده در قسمت جلو و عقب جهاز شتر است كه كارش اين است كه بار روي جهاز را هنگام جلو و عقب رانده شدن، مهار كند. درواقع عبارت "خطب شكن"از اين موضوع ريشه گرفته كه در مسيرهاي شيب دار جاده خاكي منتهي به كاروانسراي مرنجاب،گهگاه بارشتر براثر سنگيني يا شيب جاده آنقدر به جلو و عقب رانده ميشده كه فشار ناشي از آن سبب شكستن خطب جهاز ميگشته و به همين دليل نيز به اين بخش از مسير شيب دار جاده،"خطب شكن" ميگويند.
طول اين مسير شيب دار شايد به ۵۰۰متر هم نرسد اما به هر حال، اسمي است كه قدما بر آن نهادهاند و الانيها نيز، آن را به همين نام صدا ميزنند.
ناگفته نگذارم كه در سالهاي دور، همين مسيري كه دارم وصفش را ميكنم، محل عبور كاروانهاي تجاري( هم براي جابهجايي نمك، هم سوخت چوب ناشي از درختان كويري كه به آن "همه" ميگفتهاند) بوده است.
* وجه تسميه مرنجاب
.....................
تيم ما بالاخره آنقدر دراين مسير غبارآلود رفت و رفت تا به كاروانسراي بس زيبايي كه بيش از ۴۰۰سال پيش به دستور شاه عباس صفوي ساخته شدهاست، رسيد.
آفتاب كاملا" از روي خط افق پريده و پرده ظلمت روي زمين پلاس شده بود كه وارد محوطه بيروني كاروانسرا "مرنجاب" شديم.
پيش از گفتن مختصات معماري اين بنا، اول از همه بگذاريد از وجه تسميه "مرنجاب" برايتان حرف بزنم.
به قرار مسموع،واژه "مرنجاب"ريشه در مرارتي جانكاهي دارد كه كويرنشينان، همواره براي تامين آب موردنيازشان با آن مواجه بودهاند.
اينرا هم بگويم كه اين كاروانسرا از يكسو در لابهلاي كوير و خطوط تلماسهاي و از سوي ديگر در جوار درياچه نمك قرار دارد، يعني در جايي قرار دارد كه پاك ، هلاك آب است.روي همين اصل هم براي تامين آب مورد نياز اين كاروانسرا مجبور شدهاند با هرجان كندني كه شده، آب را از فاصله دوهزارو ۵۰۰متري به اين محل بياورند، پس لابد به دليل سختي زياد آبرساني به كاروانسراست كه آن را "مرنجاب" ناميدهاند.
* ورود به كاروانسرا
.....................

وقتي به كاروانسرا رسيديم ، بيرون آن شلوغ پلوغ بود و تعداد قابل توجهي خودرو و سرنشينان آنها در اين محوطه ، جا خوش كرده بودند.
يك تختگاه از جنس آجر فرش در محوطه در ورودي كارونسرا (ضلع شمالي) براي اطراق مسافران ايجاد كردهاند كه گردشگران در آن مستقرند.در ضلع شمالي اين اطراقگاه،آثار يك ديوار تخريب شده به چشم ميخورد كه ميگويند، بوسيله مردم رومبانده شده است.
يك آبگير در مقابل در ورودي مرنجاب وجود دارد كه چند غاز سفيد با سرهاي خاكستري،با شور و شر زياد در آن سرگرم آب تنياند. ابعاد آبگير مستطيل شكل را با قدمهايم اندازه ميگيرم: حدود ۱۴متر در ۵۲متر است.
وجود آبگير در اين برهوت ، عينهو روشنايي اميدبخشي است كه دل تاريكناي شباشب خوفانگيزي را دريده باشد.
دورادور آبگير و اطراقگاه، تعدادي درخت بيد و گز رديف شده است: دقيقا ۲۴ درخت شامل ۱۴تا بيد و ۱۰تا گز.

در پشت كاروانسرا نيز وجود تعداد ديگري درخت كويري به زيبايي مصفاي اين منظره افزوده است،اما باوجود مسافران حريصي كه براي افروختن آتش، بيمحابا از اين درختان بهعنوان سوخت استفاده ميكنند،بعيد ميدانم كه عمرآنها چندان بپايد.
دوحلقه تنور در ضلع غربي آبگير به چشم ميخورد كه يادم رفت بپرسم كه اصلا" ساخت آنها به زمان ايجاد كاروانسرا برميگردد يا كه نه ، امروزيها آنها را براي استفادهگردشگران ياشايد تكميل ويترين تاريخ كاروانسرا سرپا كردهاند.
چنانكه گفتم، آب اين آبگير از طريق يك قنات تامين ميشود. سرچشمه قنات در فاصله دو هزار و ۵۰۰متري جنوب مرنجاب قرار دارد و مظهرش دقيقا روبروي در ورودي كارونسرا سر باز ميكند.
در ضلع شمالي كاروانسرا خط پيچاپيچ ماسهزاري توي چشم ميزند كه در سينهكش آن، تك و توك، درختان كويري عرضاندام ميكند.
درياچه دلفريب نمك نيز درشمال مرنجاب قرار دارد و در واقع اين كاروانسرا در ساحل اين درياچه جا خوش كرده و سازندگان مرنجاب چهارقرن پيش با انتخاب اين مكان، حسابي شيرين كاشتهاند.

بقیه سفرنامه رادرادامه مطلب مطالعه نمائید 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط معدن دارآرانی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت
|