اماكن تاريخي سفيدشهر:
![]()
ميگذشت.اين دو راه عبارت بودند از راه پايين كه خط سير آن از كنارههاي شنزار كوير مركزي ميگذشت و چون اين راه نرم و هموار بودقطارداران شتركه مهمترين وسيله حمل ونقل كالاهاي بازرگاني بودند و همچنين چهارپاداراني كه غالبا درمزارع آن حومه،ملك و اموالي داشتند اين راه را ترجيح مي دادند. راه دوم به طول 18فرسنگ از گردنه شوراب وقسمتي ازدامنههاي كوهرود ميگذشت. در فواصل اين راه بعداز كاروانسراي پاسنگان،سه كاروانسراي معتبر شاه عباسي ديگر هم درمزارع شوراب و سن سن و شهري سفيد شهر احداث شده بود.
نيامبركشيد وچنان بر دهانش زد كه كاسه سرش به دور افتادو به چابكي شمشيرديگر بركمرش زد و دو نيمش كرد.»
« آنگاه شاه عباس فرمان به كشتن پيروان او داد. از آن ميانه فقط يك تن از شاعران كاشان به نام باقرخرده كه گفتهاند بسيار شوخ طبع وظريف و در خوشنويسي ثاني ميرمعزكاشي وخطش درنهايت عذوبت و سلامت بود، با رندي و لطايف الحيل جان به سلامت به در برد . »
است كه شاه عباس نه تنها در سفيد شهرتوقف ميكند بلكه به يك حركت سياسي نيز دست ميزند و ميرسيداحمدكاشي خليفه فرقه نقطوي را كه سردسته يك گروه انحرافي بوده است، گردنميزند.اينكه شاه، اين مكان رابراي براندازي مخالفان و قطع ريشه فتنه انتخاب ميكند ، داراي اهميت است .
ملافضلعلي نصرآبادي
كاروانسراي مرنجاب در موقعيت جغرافیایی’٧و ْ٣٤ عرض جغرافيايي و ’٤٨و ْ٥١ طول جغرافيايي، در ارتفاع ٨١٠ متري از سطح درياي آزاد در حاشيه جنوبي درياچه قم واقع شده است.مرنجاب از دهستان كويرات شهرستان آران و بيدگل و در ٥٠ كيلومتري شمال شرق مركز اين شهرستان قرار دا رد
يكي از معروفترين و بزرگترين ريگزارهاي ايران، منطقه بادرفتي وسيعي است كه جولانگاه تپه هاي ماسه اي متحرك مي باشد.اين منطقه معروف به «بندريگ» است كه از شمال و شمال شرق شهر آران و بيدگل تا ساحل جنوبي درياچه قم، جايي كه مرنجاب احداث شده، تقريباً تمام شهرستان را پوشانده است. در منطقه كويري آران و بيدگل، باد مثل هر منطقه كويري ديگر، يك عامل تعيين كننده اقليمي است. باد، هم در شكل دهي به وضعيت طبيعي كوير و هم در شيوه زندگي انسان بيابان نشين تأثير تعيين كننده دارد. بادهاي نامطلوب بزرگترين آفت كوير و باد مطلوب، نسيمي از بهشت است كه كوير تفتيده را شاداب و با طراوت مي كند. متأسفانه در اين منطقه جز دو باد شهرياري و باد شمال، ساير بادها چون باد خراسان، باد قبله، باد طوفان، باد سياه و بويژه باد لوار از بادهاي نامطلوب محسوب مي شوند.در منطقه آران و بيدگل همه چيز شكل و نمود كويري دارد و هر پديده اي، طبيعي يا انساني، آيينه كوير است. همين جا بايد اذعان داشت كه كوير را با همه پديده هاي بيشمار ديدني و تأمل انگيز و حيرت آور، نمي توان آنچنان كه شايسته آن است، توصيف كرد.
جاده آران و بيدگل به مرنجاب و دستكن يكي از راههاي ارتباطي بوده كه اصفهان را به شهرهاي كاشان، يزد، مشهد و تهران متصل مي ساخته است. در زمان صفويه مسير اصفهان(پايتخت) و مشهد از اهميت خاصي برخوردار بوده است. مسير مرنجاب، اصفهان را از طريق كاشان به جاده سنگفرش اصفهان-مشهد متصل مي ساخته است. اين مسير از گرمسار به طرف پايين منحرف شده و تا سياهكوه ادامه مي يابد و به جاده دستكن متصل مي شود. دستكن در ادامه مسير مرنجاب، محل انشعاب جاده اي بوده كه كاشان را به گرمسار و ورامين مرتبط مي ساخته و شاخه اي به طرف اردستان و شاخه اي به جانب يزد ادامه مي يافته است. مجموعه اين مسيرها به عنوان جاده هاي فرعي براي اتصال به جاده ابريشم در بخشي كه دامغان را به ري متصل مي نموده، عمل مي كرده است.
موقعیت دقیق جغرافیایی کاروانسرا بر روی GPS :

فكرش را بكنيد: يك شهر كامل و دست نخورده دو هزارساله با همه مختصاتش ، دروازههايش ،كوچههايش، محلههايش ، بازارهايش، كاروانسراهايش، قلعههايش و دروديوارش در زير كاوري از ذرات طلايي و جان سخت ماهورهاي كويري مدفون است و تو آدمي از نسل دوهزارسال بعدي كه از بخت خوش ،گذرت به آنجا افتاده است و من اينك در اينجايم و فقط كافي است زيب غبار تاريخ را بگشايم و با حسي رازگون به درون اين شهر كهنسال سرك بكشم تا شايد عطش كنجكاويم فرونشيند.
اينجا شهر باستاني"ويگل "است كه قدمتش ، با كمي اينسونتر يا آنسوتر، به دوره ساسانيها ميرسد. با من به اين شهر اسرارآميز بياييد.
وجه تسميه ويگل
اول بگذاريداز وجه تسميه با مسماي اين شهر برايتان حرف بزنم تا معلوم شود اين ديار در زمان خودش هم آنقدر مصفا و سرسبز بوده كه شايد حتي نامش را نيز از همين سرسبزي و خرمياش برگرفته باشند.
البته بعضيها هم معتقدند نام شهر كنوني بيدگل در اصل "بي گل "بوده زيرا كلمه"بيدگل"در زبان محلي "وهگل" كه مخفف "ويگل " است ، گفته ميشود و اين واژه يعني ويگل نيز مرادف "مكان بيگل"است.
درهرحال،اين شهر با هر اسم و مسمايي سرسبز و گلاندود يا بيگل و برهوت اينك در زيرخروارها خاك و رمل سر به مهر خفته است و ما با شوقي مرموز، به ديدارش آمدهايم.
بيدرنگ بگويم كه يك دليل بيتايي ويگل اين است كه نخستين شهر دو قطبي تاريخ شهرسازي ايران محسوب ميشود درحالي كه در الگوي معماري قديم كشور ما فقط يك قلعه وجود داشته اما ويگل شهري دو كانوني به مركزيت دو قلعه است.
دليل دومش اين است كه به اعتقاد باستان شناسان، بناهاي موجود ويگل در زير تلماسهها هنوز سالم است و با بازكاوي آن ميتوان به شهري كهن با همه مظاهر معماريش دست يافت.
آنطوريكه باستان شناسان ميگويند و مولفان مينويسند:مقارن تولد حضرت مسيح (ع)،در اين خطه سرسبز تمدني به مركزيت قلعهاي استوار پا گرفته تا به مرور با افزايش جمعيت، قلعه ديگري در ۶۰۰متري قلعه نخست بنا شده و شهر "ويگل" در حد فاصله اين دو قلعه يا كانون حكومتي به عنوان اولين شهر دو قطبي در تاريخ شهرسازي ايران ايجاد شده است.
قلعه نخست (شرقي) در زمان پارتها تا دوره ساسانيان و اوايل دوره اسلامي گسترش يافته و قلعه دوم (غربي) نيز در دوره ساسانيان بنا شده و بعدها با گسترش منطقه و رشد جمعيت،درحد فاصلاين دوقلعه مردم اقدام به ايجاد كارگاه ، كاروانسرا، خانه و واحدهاي تجاري كردهاند.
تا يادم نرفته،اينرا بگويم كه آنچه اكنون در افواه محليها به عنوان شهر ويگل شناخته ميشود، از نظر باستان شناسان ،درواقع بقاياي دو شهر است يكي "ويگل" و ديگري "هراسگان"كه بهقرار شواهد موجود، سكنه اين دو شهردر مقطعي از تاريخ به هر دليلي كه كسي نميداند شهرهاي خود را ترك كردهاند و در در همان نزديكيها(در يك فرسنگي)،سنگ بناي دوشهر ديگر را گذاشتهاند كه يكي از آنها همين "آران"امروزي و ديگري همين "بيدگل" امروزي است. پس شهر مركب آران و بيدگل امروزي در فاصله شش كيلومتري شهر كاشان و ۲۰۰كيلومتري شمال اصفهان جانشين دو شهر تاريخي "ويگل" و" هراسگانند" ، اما اينكه كداميك از اينها(آران يا بيدگل) جانشين كداميك از آنها(ويگل يا هراسگان)شدهاند هنوز كسي نميداند و به گفته دكتر"محسن جاوري" رييس اداره باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري اصفهان،پاسخ به آن نياز به همان كاوشي دارد كه من اول گفتم.
با اين حساب، در مطلب حاضر هرجا كه سخن از شهر ويگل برده ميشود مرادم هر دو شهر ويگل و هراسگان است.
ادامه مطلب
جزیره سرگردان تپه ای است که در دریاچه نمک آران و بیدگل قرار دارد . برای رسیدن به این جزیره که در نزدیکی ساحل جنوبی دریاچه خشک نمک قرار دارد باید مسیر کاشان به آران و بیدگل را طی کرد و سپس وارد جاده خاکی مرنجاب شد . پس از طی مسافتی در حدود 35 کیلومتر وارد دریاچه شد و سپس با طی مسافتی در حدود 15 کیلومتر در داخل دریاچه به جزیره سرگردان رسید . این جزیره که بلندترین نقطه آن در حدود 808 متر بالاتر از سطح دریای آزاد است از سنگهای متخلخل آتشفشانی تشکیل شده است و عاری از هرگونه پوشش گیاهی است . مناظر دریاچه نمک از فراز این جزیره آنچنان بدیع و زیباست که هر بیننده ای را مجذوب خود می نماید .
اتلاق نام سرگردان به این خاطر است که هنگامی که از فاصله دور به این جزیره نگاه می کنید دو انتهای جزیره در افق محو می شوند و منظره ای مانند کشتی سرگردانی در دریای بیکران کویر پدید می اورند .
محو شدن دو انتها به علت گرمای شدید منطقه و در نتیجه آن خطای دید و شکست نور است . پیشینیان معتقد بودند که این جزیره دایما در حال حرکت است و از جایی به جای دیگر نقل مکان می کند .
در دو انتهای جزیره دو چاه قرار دارد که برای لرزه نگاری زلزله تعبیه شده و دستگاههای لرزه نگار در آن نصب شده است .
نکات ایمنی سفر
در صورتی که قصد سفر به این منطقه را دارید تنها سفر نکنید . مجهز به قطب نما و جی پی اس باشید . بدون داشتن راهنما وارد دریاچه نمک نشوید . با وسیله نقلیه خیلی به جزیره نزدیک نشوید زیرا زمینهای اطراف آن باتلاقی است (فاصله ای در حدود 200 متر مناسب است ) . در زمان رانندگی در دریاچه نمک حتما از عینک های آفتابی استفاده کنید تا آسیبی به چشمان شما وارد نشود . آب کافی همراه داشته باشید .
نقشه هوایی جزیره سرگردان :

دریاچه نمک آران در فاصله 35 کیلومتری شمال شرقی شهرستان آران و بیدگل واقع است . این دریاچه از غرب به کوههای سفیدآب و سیاه کوه و منطقه پارک ملی کویر , از شمال و غرب بخ کویر مسیله و از جنوب به کویر مرنجاب و بند ریگ محدود است .
وسعت این دریاچه در حدود 647 کیلومتر مربع می باشد . این دریاچه شکلی شبیه به یک مثلث دارد که راس آن به سمت شمال است . طول قاعده این مثلث 35 کیلومتر و ارتفاع آن 38 کیلومتر می باشد .
زمین این دریاچه پوشیده از رسوبات نمک است که بر اثر انباشته شدن سیلابها و ابهای سطحی در طول قرنها پدید آمده است . عمق نمک این دریاچه بین 5 تا 54 متر متغیر است که توسط لایه های خاک رس از یکدیگر جدا شده اند .
با هر بار بارش و تبخیر آب در این دریاچه , نمکهای موجود کرت بندی های زیبایی به شکل پلی گن تشکیل می دهند که دیدن مناظر آن خالی از لطف نیست .
زمینهای اطراف این دریاچه بشدت باتلاقی می باشند که وسعت باتلاقها در منطقه غرب دریاچه به مراتب وسیعتر از مناطق دیگر آن است . از جمله مناطق باتلاقی این دریاچه می توان به حوض قیلوقه در شرق و یا باتلاق دو کویری در منطقه جنوب شرقی دریاچه اشاره کرد .
از جمله مناطق دیدنی این دریاچه جزیره سرگردان می باشد که در قسمت جنوبی جزیره واقع است . ارتفاع متوسط دریاچه نمک از سطح دریا 707 متر می باشد . قسمتهای شمالی دریاچه از ارتفاع کمتری برخوردار هستند .
دریاچه نمک آران در اکثر ماه های سال خشک و پوشیده از نمک است . در ماه های بارندگی ارتفاع آب این دریاچه در بعضی از مناطق به 2 سانتی متر میرسد ولی پس از تابش خورشید به سرعت تبخیر می شود . رودهای مهمی که به این دریاچه وارد می شوند در سمت شمال و مغرب قرار دارند و عبارتند از: رود شور، رود کرج، جاجرود، حبله رود و قره سو. مهمترین ترکیباتی که در دریاچه ی نمک وجود دارد عبارتنداز: کلرید سدیم،سولفات سدیم، کلرید منیزیم، سولفات منیزیم و ...
جهانگردان زیادی به نام این دریاچه اشاره کرده اند که از آن جمله می توان به مارکوپلو , لرد کرزن و ... اشاره کرد .
راه های ورود به دریاچه :
دو راه برای ورود به دریاچه وجود دارد . راه اول , در مسیر آران به مرنجاب پس از طی مسافتی در حدود 35 کیلومتر به دو راهی دریاچه نمک می رسید .
مسیر دوم , پس از عبور از کاروانسرای مرنجاب و طی مسافتی در حدود 10 کیلومتر به دو راهی چاه سکن می رسید که با انتخاب مسیر سمت دریاچه می توان وارد دریاچه شد . لازم به ذکر است که زمینهای اطراف دریاچه بشدت باتلاقی هستند . با این وصف رانندگی در خارج از این دو مسیر می تواند مشکل آفرین باشد . آخرین تلاش گروه برای ورود به دریاچه از مسیر حوض قیلوقه , پس از فرو رفتن 4 خودرو در باتلاق بدون نتیجه پایان یافت .
نقشه هوایی دریاچه نمک آران و بیدگل :

|
رئیس اداره میراث فرهنگی گردشگری وصنایع دستی شهرستان آران وبیدگل از بازدید 335 هزار گردشگر و مسافر نوروزی از امناکن تاریخی مذهبی وطبیعی این شهرستان خبر داد. |
شهرداري نوشآباد با جاپ 5 هزار نقشه گردشگري و آماده سازي امکانات رفاهي براي بازديد از شهر زيرزميني و اماکن تاريخي نوشآباد، اين شهر تاريخي را براي استفاده گردشگران آماده کرده است.
شهرداري نوشآباد با جاپ 5 هزار نقشه گردشگري و آماده سازي امکانات رفاهي براي بازديد از شهر زيرزميني و اماکن تاريخي نوشآباد، اين شهر تاريخي را براي استفاده گردشگران آماده کرده است.
«مهندس سعيد عطايي شاد»، شهردار نوشآباد در اين باره به خبرگزاری میراث فرهنگی گفت: «پنج هزار نقشه گردشگري در معرفي آثار و اماکن تاريخي مذهبي نوش آباد، با همکاري شهرداري اين شهر و سازمان ميراث فرهنگي گردشگري و صنايع دستي استان اصفهان تهيه و دراختيار گردشگران نوروزي قرار مي گيرد.»
وي همچنين از نگارش داستان کوتاهي به نام "روياي شهر زيرزميني" خبر داد که هنگام بازديد از شهر زيرزميني براي کودکان توزيع ميشود.
شهردار نوشآباد در اينباره گفت: «کتاب داستاني کوتاه به نام "روياي شهر زيرزميني" درتيراژ پنج هزار جلد با معرفي و شناساسايي نحوه پيدايش و کشف دالانهاي تنگ و تاريک و بلند، و پيچ در پيچ و اسرار آميز معماري شهرزير زميني ميان بازديدکنندگان کودک از اين اثر تاريخي توزيع ميشود.»
همچنين شهردار نوشآباد از اصلاح سيستم نورپردازي شهر زيرزميني خبر داد که به منظور امکان دسترسي بهتر به اين اثر تاريخي انجام گرفته است.
عطايي دراينباره گفت" «اقدام شهرداري نوش آباد براي اصلاح و تکميل سيستم نورپردازي شهر زيرزميني"اويي " در راستاي سامان دهي شبکه برق، خريد و نصب کنتور و جايگزيني لامپهاي کم مصرف LED صورت گرفته است.
شهر زيرزميني اثر منحصر به فرد در نوشآباد است که طي يک سري کاوشهاي باستانشناسي در زير اين شهر تاريخي کشف شده است. اين اثر باستاني روزگاري محل امني براي مردم نوش?آباد بود که خود را از دست دزدان و غارتگراني که به شهر ميآمدند در امان نگاه ميداشتند.
هم اکنون درهاي اين شهر تاريخي به روي بازديد کنندگان باز است و مراجعه کنندگان با استفاده از امکاناتي که در اين اثر تاريخي فراهم ديده شده است مي توانند به زير شهر نوشآباد رفته و از اين اثر تاريخي ديدن کنند.
از ديگر کارهاي صورت گرفته در نوشآباد به منظور پذيرايي از گردشگران مرمت آب انبار تاريخي چالهسي و تغيير کاربري آن به سفرهخانه سنتي است.
عطايي شاد در اينباره گفت: «مرمت و سامان دهي راه پلههاي ورودي، مکان پاشير و بادگيرهاي آب انبار چاله سي با تامين اعتبار 150 ميليون ريال از محل اعتبارات شهرداري نوش آباد و حمايت مالي اداره ميراث فرهنگي گردشگري و صنايع دستي آران و بيدگل اجرا شده است.
وي گفت: «اين اثر تاريخي پس از مرمت تغيير کاربري داده و اکنون در مخزن اين آب انبار يک سفرهخانه سنتي داير شده است.»
همچنين اين اثر تاريخي نيز همچون شهر زيرزميني به سيستم روشنايي مجهز شده است و شهرداري با خريد کنتور و نصب آن آب انبار چاله سي را نيز نورپردازي کرده است.
شهردار نوش آباد همچنين درباره ديگر آثار تاريخي نوشآباد گفت: «مجموعه آثار تاريخي و ابنيه فرهنگي مذهبي متعددي ازجمله بقاع و مساجد تاريخي، قلعههاي خشتي، آب انبارها وساباطهاي مربوط به دوران سلجوقي تا قاجار، به همراه برخورداري از آيينها وآداب و رسوم فرهنگي مذهبي سنتي ديرينه از جمله عوامل قابل رشد و تعالي و پيشرفت شهر نوشآباد در صنعت گردشگري است.»
هم اکنون درهاي تمامي اماکن تاريخي و مذهبي اين شهر باستاني به روي گردشگران باز است.
شهر نوش آباد از توابع بخش مركزي شهرستان آران و بيدگل در استان اصفهان با فاصله 5/7 كيلومتري از شمال شهر تاريخي كاشان و 5/2 كيلومتري ازغرب شهر تاريخي آران و بيدگل واقع شده است.
|
اماکن متبرکه وامامزاده های شهرستان آران وبیدگل | ||
|
رديف |
نام |
آدرس |
|
1 |
امامزاده محمد هلال بن علي |
آران خ محمد هلال بن علي آستانه مقدس |
|
2 |
امامزاده هادي |
بيدگل خ امام خمینی |
|
3 |
امامزاده حسن |
نوش آباد |
|
4 |
امامزاده اسحق و اسماعيل |
آران خيابان 17 شهريور |
|
5 |
امامزاده ابراهيم |
بيدگل |
|
6 |
امامزاده ابراهيم |
نوش آباد |
|
7 |
امامزاده حسين |
بيدگل |
|
8 |
امامزاده فضل ابن علي |
آران محله آب پخش |
|
9 |
امامزاده علي عباس |
روستاي علي آباد کوير |
|
10 |
امامزاده اسحق |
آران و بيدگل - نوش آباد |
|
11 |
امامزاده علي اکبر |
بيدگل محله امامزاده علي اکبر |
|
12 |
امامزاده صالح کاغذي |
روستاي کاغذي |
|
13 |
امامزاده عبداله |
ابوزيد آباد |
|
14 |
امامزاده سليمان |
آران وبیدگل -فيض آباد |
|
15 |
امامزاده سکينه خاتون |
سفیدشهر( نصر آباد) |
|
16 |
امامزاده بي بي شاه زينب |
آران روستاي يزدل |
|
17 |
امامزاده قاسم |
محله قاسم آباد خ امامزاده قاسم |
|
18 |
امامزاده پنج امام زاده مسجد قاضي |
آران خ محمد هلال بن علي جنب مسجد قاضي |
|
19 |
امامزاده محمد |
شيخ اباد نوش آباد |
|
20 |
امامزاده شاهزاده اسماعيل |
بيدگل |
|
21 |
امامزاده حسين و زين العابدين |
روستاي يزدلان مشهور به شاهزاده حسين |
|
22 |
امامزاده رقيه خاتون |
نوش آباد |
|
23 |
امامزاده محسن بن ابراهيم |
فخار خانه بيدگل |
|
24 |
امامزاده قاسم و محمود |
نوش آباد |
|
25 |
امامزاده هاشم ابن علی |
بيدگل -خ امامزاده هاشم |
|
26 |
امامزاده يحيي |
بيدگل محله درب مختص آباد |
|
27 |
هفت امامزاده |
بيدگل -سلمقان |
|
28 |
امامزاده اسحاق |
روستاي محمد آباد کوير |
|
29 |
امامزاده محسن قدمگاه علي |
آران سرمحله قدمگاه علي |
|
30 |
امامزاده سليمان |
بيدگل |
|
31 |
امامزاده اسحاق وسليمان |
آران محله وشاد |
|
32 |
امامزاده رضا بن ابراهيم |
بيدگل محله ويرانه بيدگل |
|
33 |
امامزاده سهل ابن علي |
روستاي يزدل |
|
34 |
امامزادگان نوش اباد |
نوش آباد |
|
35 |
امامزاده ابراهيم |
سفیدشهر(نصر آباد) |
|
36 |
امامزاده محسن ابن ابراهيم |
بيدگل |
|
|
تاریخچه سفیدشهر :
سفیدشهر نام قبلی آن روستای نصرآباد کویر است . از توابع شهرستان آران و بیدگل و در قسمت شمال شرقی شهرستان کاشان و در مجاورت منطقه ای قدیمی به نام درم قرار دارد . در سال 1381 بعد از تبدیل شهر آران و بیدگل به شهرستان ، روستای نصرآباد کویر به شهر تغییر وضعیت داد.در مورد قدمت شهر منقول است ساکنین اولیه شهر نصرانی و مسیحی بوده اند .و تسمیه شهر بنام نصرآباد برگرفته از کلمه نصرانی بوده است . و قبوری در گورستان شهر مشاهده شده که حاکی از حضور افرادی غیر مسلمان در شهر در گذشته ای بسیار دور بوده است .
وجه تسمیه شهر :
.
از جمله نامهای دیگر نصرآباد که در بین مردم گفته می شده است نصرآباد خربزه می باشد که شهرتی می باشد که شهر در تامین محصولات خربزه ء قم و کاشان و اطراف داشته است . شهرت دیگر این شهر نصرآباد کویر است که این نام برگرفته از مناطق کویری است که اطراف شهر را احاطه کرده است و قبل از تبدیل شده روستا به شهر در اسناد و مکاتبات رسمی بکار می رفته است .
از میان اسامی مختلف پیشنهادی به وزارت کشور ، نام سفیدشهر انتخاب و جایگزین نام نصرآباد کویر شد. قابل ذکر است که این نام یادآور سابقه این منطقه در تولید پنبه می باشد که به دلیل حجم و میزان تولید بالای پنبه ، این منطقه از دیر باز شهره بوده است . و در السنه خاص و عام به منطقه سفید دشت معروف بوده است .. .
اما از لحاظ کشت و تولید محصول چنبه این شهر دارای رتبه استانی و کشوری می باشد که بسیار حائز اهمیت می باشد که علت نامگذاری این شهر (سفیدشهر ) بدین لحاظ می باشد .
سفیدشهر در 21 کیلومتری شمال غربی شهرستان آرا ن و بیدگل و در 21 کیلومتری شمال غربی شهرستان کاشان قرار گرفته است . این شهر در مختصات 51 درجه و 21 دقیقه و 10 ثانیه طول شرقی نصف النهار گرینویچ و 34 درجه و 17 دقیقه و 40 ثانیه عرض شمالی از خط استوا در بخش مرکزی آران و بیدگل قرار دارد . از شمال به راه آهن ، از جنوب به روستای یزدل و جاده ترانزیت قم و آزاد راه امیر کبیر، از شرق به روستای محمد آباد و علی آباد و از غرب به جاده ترانزیت قم – کاشان و شهر مشکات منتهی می شود .
ادامه مطلب
بنای کاروانسرای شاه عباسی درشهر ابوزیدآبادقراردارد .شهر ابوزیدآبادمرکز بخش کویرات در۴۰کیلومتری شهرستان اران بیدگل واقع می باشد .

بنای کاروانسرا مربوط به دوران صفویه است کاروانسراازنوع کاروانسراهای مربع شکل بایک درورودی وجلوخان مشخص به طرف جنوب شرقی می باشد .
این بنا باتوجه به قدمت حدود ۴۰۰سال همچنان سالم وپابرجا ست وبه غیر ازریزش بخش کوچکی ازپوشش طاق وتونیزه های گوشه جنوب شرقی ،بقيه بنابه حمدا...سالم وكمتر دچار عارضه سازه اي گرديده است .
كاروانسرا دريك طبقه بناگرديده وبخش شترخان واصطبلها ازچهارگوشه محوطه وسط كاروانسرا به شيوه زيبائي به آنها دسترسي وارتباط يافته است .
كاروانسراي شاه عباسي ابوزيدآبددرگذشته نه چندان دوربعلت قرارداشتن برسه راه اصلي كاشان -يزد ازيك طرف وآران وبيدگل واصفهان ازسوي ديگر داراي اهميت بسيارزيادي است .
درشهر فعلي ابوزيدآبادكه درگذشته مركزدهستان كويرات بوده است يك مجموعه مرقومه خواجه وجودداشته كه اين كاروانسرا هم جزء آن بوده است ولذامالكيت آن اوقافي است
بيبرو برگرد،درياچه سحرآميز نمك واقع در ۳۵كيلومتري شهرستان آرانو بيدگل يكي از ديدني هاي استثنايي و منحصربه فردطبيعي كشورمان است.درياچه نمك با دوهزارو ۴۰۰كيلومتر مربع وسعت ( ۸۰كيلومترطول و ۳۰كيلومتر عرض)بين استانهاياصفهان سمنان قم قرار دارد،يعني ازشمال بهدشت ورامين ،ازجنوب به آران و بيدگل،از شرق به سياهكوه و از مغرب به قم محدود ميشود اما آسانترين مسير دسترسي به آن، همين آران و بيدگل شمال اصفهان است. فاصله دریاچه نمک تاآران وبیدگل ۶۰کیلومتر می باشد .
ارتفاع اين درياچهازسطح دريا حدود ۸۰۰متر است و وسعت و شكل آن متناسب با ورود آب و ميزان بارندگي در فصول مختلف فرق دارد.ازاين رو درموقع بارندگي اندازه درياچه كش ميآيد،برعكس در تابستان و پائيز كه وسعتش آب ميرود.
به گفته يك مسوول محلي،براثر شدت سرماي زمستانگذشته همه نمك انباشته شده دردرياچه براي استفاده در سطح جاده هاي كشور مورداستفاده قرارگرفته است.
گفتني است كه يكي از ديدنيهاي ديگر درياچه نمك،وجود جزايري است كه درچند جاي درياچه براي خود جا خوش كردهاند كه بزرگترين آنها را"جزيره سرگردان" مينامند.
عروس دلرباي كوير مرنجاب ميتواند نقش بالايي در جذب گردشگر داشته باشد بويژهاينكه كارونسراي تاريخي" مرنجاب" به عنوان يك اقامتگاه دنج درمجاورت اين درياچه براي خود جا خوش كرده است.
تهرانيها و اصفهانيها با سه، چهار ساعت رانندگي ميتوانند خود را به اين مكان دلفريب برسانند و زيباييهاي كوير را از نزديك ببينند و با اطراق در كاروانسراي دنج مرنجاب و همنشيني با عروس كوير يعني درياچه سحرانگيز نمك ،استنشاق پاكترين هواي كويري و رويت ستاره بارانترين شبها،يك بقچه خاطرات فراموش نشدني را به شهرهاي دود و دم زده خود، سوغات ببرند.
متن کامل رادرادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
اينجا"مرنجاب" است، كاروانسرايي در شماليترين نقطه استان اصفهان در جوار "درياچه نمك"كه شامگاه چهارشنبه هشتم فروردين گذرمان به آنجا افتاده است.
پسينگاه،از شهرستان آران و بيدگل واقع در ۲۰۰كيلومتري شمال اصفهان بيرون زديم و پس از پنج كيلومتر جاده آسفالته و ۴۵كيلومتر جاده خاكي،در امتداد شمالشرق، پرگاز رانديم تا به اين كارونسراي تاريخي با آن چلچراغ مهتابياش كه وصفكي ازش كردم، رسيديم.
آفتاب از لب خط افق پريده بود و چشمان زغالي شب كوير دو دو ميزد كه به مرنجاب رسيديم.
نه،اصلا"بگذاريد از اول برايتان بگويم،از همان موقع كهاز طريق يك دو راهي وارد جاده مرنجاب شديم.
تيم ما پس از طي آن پنج كيلومتر جاده آسفالته در امتداد قوس كماني رو به شمال شرق وارد جاده خاكي شديم.در موازات همين جاده، يك جاده خاكي ديگر كه توسط منابع طبيعي كشيده شدهاست كه خودروهاي سنگين از جمله كاميونهاي حامل نمك حق عبور از آن را ندارند.
جابهجا، در اطراف جادهاي كه ميخواهد ما را به كارونسرا مرنجاب وصل كند ، درختان كويري"گز"،"تاغ" و "ارته"به چشم ميخورد.كار، كار منابع طبيعي است.
شكل شاخههاي درخت "ارته" شكسته شكسته و مانند شاخ گوزن است و تا ۱/۵متر نيز قامت ميبندد اما درختان گز و تاغ كه ظاهرا از يك جنسند داراي شاخههاي مستقيم با دو جهت رشد مخالفند.
درواقع رشد درخت "گز" عمودپيماست و تا هفت متر قد ميكشد اما درخت "تاغ" روي زمين ولو ميشود و دايرهوار در هر جهت رشد ميكند.
اما هرچه هست ، همه اين درختان قانع و شورطبع كويري، بيبرو برگرد حكم سربازاني را دارند كه در برابر يورش بيامان شنهاي روان رو به كشتزارها و سكونتگاهها ، سفت و يغور ميايستند تا مظاهر عمران و آباداني آدمها را از دستبرد مهاجمان تيزتك و ريزدانه ماسهاي مصون بدارند.
در طول مسير،از روي كاكل درختان كويري،چشم طمع به فراخناي آسمان دوختهام تا ببينم آيا لكههاي ابري كه رنگشان بيشتر بهكبودي ميزند،فلنگ را ميبندند تا اقلكم بتوانم شب ستاره باران كوير را ببينم يا نه ، اما هر چه جلوتر رانديم، اخم و تخم آسمان كبود كم نشد كه نشد.
در روي زمين نيز حركت خودروي جلوييمان، مانند دود اگزوزش، حلقههاي غليظ خاك را در قفا، نثارمان ميكند تا جايي كه وقتي به مقصد رسيديم نازكهاي از خاك ، رنگ "پاترول"(مان) را خاكستري كه نه، آبي چركتابي كرده است.
* " خطب شكن"
...............
در ميانه مسير جاده خاكي ۴۵كيلومتري بهشيب تندي ميرسيم كه اينجاييها به آن " خطب شكن" ميگويند.
"خطب" ، نام چوبكهاي تعبيه شده در قسمت جلو و عقب جهاز شتر است كه كارش اين است كه بار روي جهاز را هنگام جلو و عقب رانده شدن، مهار كند. درواقع عبارت "خطب شكن"از اين موضوع ريشه گرفته كه در مسيرهاي شيب دار جاده خاكي منتهي به كاروانسراي مرنجاب،گهگاه بارشتر براثر سنگيني يا شيب جاده آنقدر به جلو و عقب رانده ميشده كه فشار ناشي از آن سبب شكستن خطب جهاز ميگشته و به همين دليل نيز به اين بخش از مسير شيب دار جاده،"خطب شكن" ميگويند.
طول اين مسير شيب دار شايد به ۵۰۰متر هم نرسد اما به هر حال، اسمي است كه قدما بر آن نهادهاند و الانيها نيز، آن را به همين نام صدا ميزنند.
ناگفته نگذارم كه در سالهاي دور، همين مسيري كه دارم وصفش را ميكنم، محل عبور كاروانهاي تجاري( هم براي جابهجايي نمك، هم سوخت چوب ناشي از درختان كويري كه به آن "همه" ميگفتهاند) بوده است.
* وجه تسميه مرنجاب
.....................
تيم ما بالاخره آنقدر دراين مسير غبارآلود رفت و رفت تا به كاروانسراي بس زيبايي كه بيش از ۴۰۰سال پيش به دستور شاه عباس صفوي ساخته شدهاست، رسيد.
آفتاب كاملا" از روي خط افق پريده و پرده ظلمت روي زمين پلاس شده بود كه وارد محوطه بيروني كاروانسرا "مرنجاب" شديم.
پيش از گفتن مختصات معماري اين بنا، اول از همه بگذاريد از وجه تسميه "مرنجاب" برايتان حرف بزنم.
به قرار مسموع،واژه "مرنجاب"ريشه در مرارتي جانكاهي دارد كه كويرنشينان، همواره براي تامين آب موردنيازشان با آن مواجه بودهاند.
اينرا هم بگويم كه اين كاروانسرا از يكسو در لابهلاي كوير و خطوط تلماسهاي و از سوي ديگر در جوار درياچه نمك قرار دارد، يعني در جايي قرار دارد كه پاك ، هلاك آب است.روي همين اصل هم براي تامين آب مورد نياز اين كاروانسرا مجبور شدهاند با هرجان كندني كه شده، آب را از فاصله دوهزارو ۵۰۰متري به اين محل بياورند، پس لابد به دليل سختي زياد آبرساني به كاروانسراست كه آن را "مرنجاب" ناميدهاند.
* ورود به كاروانسرا
.....................

وقتي به كاروانسرا رسيديم ، بيرون آن شلوغ پلوغ بود و تعداد قابل توجهي خودرو و سرنشينان آنها در اين محوطه ، جا خوش كرده بودند.
يك تختگاه از جنس آجر فرش در محوطه در ورودي كارونسرا (ضلع شمالي) براي اطراق مسافران ايجاد كردهاند كه گردشگران در آن مستقرند.در ضلع شمالي اين اطراقگاه،آثار يك ديوار تخريب شده به چشم ميخورد كه ميگويند، بوسيله مردم رومبانده شده است.
يك آبگير در مقابل در ورودي مرنجاب وجود دارد كه چند غاز سفيد با سرهاي خاكستري،با شور و شر زياد در آن سرگرم آب تنياند. ابعاد آبگير مستطيل شكل را با قدمهايم اندازه ميگيرم: حدود ۱۴متر در ۵۲متر است.
وجود آبگير در اين برهوت ، عينهو روشنايي اميدبخشي است كه دل تاريكناي شباشب خوفانگيزي را دريده باشد.
دورادور آبگير و اطراقگاه، تعدادي درخت بيد و گز رديف شده است: دقيقا ۲۴ درخت شامل ۱۴تا بيد و ۱۰تا گز.

در پشت كاروانسرا نيز وجود تعداد ديگري درخت كويري به زيبايي مصفاي اين منظره افزوده است،اما باوجود مسافران حريصي كه براي افروختن آتش، بيمحابا از اين درختان بهعنوان سوخت استفاده ميكنند،بعيد ميدانم كه عمرآنها چندان بپايد.
دوحلقه تنور در ضلع غربي آبگير به چشم ميخورد كه يادم رفت بپرسم كه اصلا" ساخت آنها به زمان ايجاد كاروانسرا برميگردد يا كه نه ، امروزيها آنها را براي استفادهگردشگران ياشايد تكميل ويترين تاريخ كاروانسرا سرپا كردهاند.
چنانكه گفتم، آب اين آبگير از طريق يك قنات تامين ميشود. سرچشمه قنات در فاصله دو هزار و ۵۰۰متري جنوب مرنجاب قرار دارد و مظهرش دقيقا روبروي در ورودي كارونسرا سر باز ميكند.
در ضلع شمالي كاروانسرا خط پيچاپيچ ماسهزاري توي چشم ميزند كه در سينهكش آن، تك و توك، درختان كويري عرضاندام ميكند.
درياچه دلفريب نمك نيز درشمال مرنجاب قرار دارد و در واقع اين كاروانسرا در ساحل اين درياچه جا خوش كرده و سازندگان مرنجاب چهارقرن پيش با انتخاب اين مكان، حسابي شيرين كاشتهاند.

بقیه سفرنامه رادرادامه مطلب مطالعه نمائید ![]()
ادامه مطلب
بارگاه ملكوتي حضرت محمد هلال ابن علي فرزند بلافصل علي ابن ابيطالب (ع )واقع درشهرستان آران وبيدگل
شهرستان آران وبیدگل از توابع استان اصفهان است که با ۶۰۵۱ کیلومتر مربع وسعت، در شمال این استان قراردارد. مرکز این شهرستان شهر آران و بیدگل است. شهرستان آران وبیدگل که درحاشیه جنوب غربی کویر مرکزی ایران واقع شده از شمال به دریاچه نمک آران وبیدگل و استانهای سمنان و قم ، از غرب به شهرستان کاشان،از جنوب به شهرستان نطنز واز شرق به شهرستان اردستان محدود است.
ارتفاع متوسط آن ازسطح دریا ۹۱۲ متر و در مختصات۵۱ درجه و ۲۹ دقیقه طول جغرافیایی و۳۴ درجه و ۱۴دقیقه عرض جغرافیایی میباشد. آران و بیدگل بخش وسیعی از دشت آبرفتی حوضه جنوبی دریاچه نمک بوده و شیب آن از جنوب به شمال است. در قسمتهای شرق و شمال آن، تپههای ماسهای به صورت نواری ازجنوب شرقی به شمال غربی کشیده شده که طول آن درحدود ۱۲۰ کیلومتر و عرض متوسط آن ۲۵ کیلومتر و ارتفاع آن بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ متر است و در اصطلاح محلی به بند ریگ شهرت دارد. درنواحی جنوب و جنوب غربی این شهرستان، دشتهای کاشان و راوند واقع اند و در میان آنها خشک رودهایی به وجود آمده که سیلابهای پراکنده و آبهای اضافی دامنههای شمالی ارتفاعات جنوبی کاشان را به دریاچه نمک منتقل میکند. آب وهوای منطقه، کویری است.
کاروان سرای مرنجاب:
|
راهنمايمان مى گويد و من خيره به ساعت خورشيد، به تركيب نجيب «مرنجاب» مى انديشم؛ مرنجاب، چه اسم با مسمايى. مرنجاب. چيزى در ذهنم ضرب مى گيرد. مرنجاب. شلاق خورشيد بر گُرده ستبر كوير خراشيده مى شود. مرنجاب. قافيه بيدار مى شود. مرنجاب. شعرى در هزارتوى درونم مى چرخد و مى چرخد و به دهان پرتاب مى شود:
مرنج اى آب! مرنجى اى آب! مرنجى!
مرنجى كه اينجا آب، آب نيست، گوهر حيات است. طلا نيست، جان است. جان ِجانان ِخاك خفته هزار ساله است. مى بيغش صوفى به سلامت نرسيده... . بيابان، تَف كرده از هُرم گرما و ما به عاقبت خورشيد رسيده ايم. رستاخيز حيات. پايان جهان. درياچه اى كه درياچه نيست. اقيانوس بى پايانى است از بلور. از نور. دريا نيست اصلاً. اعجاز است. معجزه ناهماهنگ تمام كهكشان هاست كه اينك زير پاى من و همراهان من خاموش و لب بسته بر اندام ناموزون عطش، سنگينى مى كند. لحظه به لحظه تو را خراب مى كند و از نو مى سازد. خراب مى كند و از نو مى سازد . خراب مى كند و ... كودك من مبهوت و سرگشته ميان سرزمين سفيد رنگ نمك قدم مى زند و دور مى شود.
ـ فوق العاده است.
يكى از ميان جمع مى گويد و من خيره به اقيانوس بلور بسته پيش رويم به اين مى انديشم كه «فوق العاده» اينجا واژه اى از كار افتاده است، پرت است، بى مصرف است. حواسم پيش كودك شتر بانى است كه سر راهمان ما را به خنده اش آويزان كرد و رفت. در اجبار عبورى آشفته و سرسخت، نمى خنديد انگار، حرف مى زد شايد، چيزى مى پرسيد گويا. تو را چه به بيكران آسمان من؟ نگاهش كوير را مى خنديد. آسمان و بيابان را مى خنديد. تشنگى را مى خنديد. بى هيچ زمختى و زحمتى و گله صبور شترهاى پر حوصله اش يله و رها، خرده خاشاك سر صبح بلعيده را نشخوار مى كردند. كودك بازيگوش من هنوز و همچنان مبهوت و سرگشته ميان اقيانوس سفيد زير پايش، سرگردان است.
آران و بيدگل
از «آران» آمديم. سر صبحى و پيش از طلوع. گيج و منگ، خواب و بيدارى. آمدنى ديدنى هاى آران را يكى يكى به شوق كوير نوردى گَز كرديم. محله هاى قديمى دهنو، درب مسجد قاضى، بازار، سركوچه آب پخش، سركوچه يخچال و جاهاى ديگر كه نمى شناختيم. نديده بوديم. سر راهمان «بيدگل» هم بود. بيدگل و فخارخانه اش، بيدگل و سلمقان اش، درب ريگ اش، باغ علوى اش. بيدگل هنوز بوى نم به خاك نشسته سر صبح كوچه هاى خاك خورده و كهنه مانده را مى داد. تا برسيم به تپه هاى ماسه بادى اطراف شهر كه حالا پر است از بوته هاى گز ِ اداره جنگلبانى، خورشيد آسمان را پر كرده بود. راهنمايمان خواب آلوده و خميده برايمان از آران گفت و بيدگل. گفت كه آران روزگارى شهرى ساحلى و بندرى بوده است بر كنار درياى مركزى. گفت كه روزگارى در اين شهر بيشتر از ۲۰۰ هزار نفر زندگى مى كردند تا اين كه دريا خشكيد و زندگى در اين شهر از هم پاشيد و دوباره آرانى از نو بر ويرانه هاى آن شهر خشكيده و از هم پاشيده بنا شد كه اين شهر بازمانده همان شهر است. گفت كه بعضى از باستان شناسان را عقيده بر اين است كه چنانكه در دشت هاى اطراف آران حفارى شود چهره حقيقى و قدمت واقعى آن شايد از سلك كاشان هم كهنه تر باشد.
او مى گفت و ما به ترك خوردگى زمين نزديك و نزديك تر مى شديم و در اجبار عبورى خودخواسته، تن به تماشاى تشنگى مغرور سرزمينى خاموش و مرموز، سپرده بوديم. چهره گره خورده و خسته «آران» حكايت از عمرى طولانى و تحمل رنجى عظيم مى داد. رنجى باشكوه. عظمت باشكوه تشنه بودن و دم برنياوردن. سر خم نكردن. تشنه بودن و مغرور ماندن. گاه به گاه گله ساكت و صبور شترهاى پر حوصله از برابرمان عبور مى كردند و ما خيره به گام هاى كشيده و طولانى شان گوش به صداى خواب خورده راهنمايمان مى سپرديم:
بعضى ها معتقدند «آريارمنه» دو فرزند داشت. يكى به نام «آر» به معنى گرم و ديگرى به نام «اير» به معنى سرد كه آران به دست « آر» بنا گرديد و نام خود را بر آن نهاد و «ان» پسوند نسبت است.
داستان بيدگلش اما شنيدنى تر بود، راهنمايمان مى گفت:
- معروف است كه بيدگل از جمله ۴۰ حصاران بوده است و بنياد و آبادانى آن را « بى بى گل » از دختران «اوكتاى قاآن بن چنگيز » نهاده و طرح ريزى آن را مهندسان كارآگاه گذارده اند. اما مستندات تاريخى صحت اين نظريه را رد كرده و بر آن خط بطلان مى كشند. بعضى از محققان معتقدند بيدگل در اصل «بى گل» بوده است. زيرا كلمه بيدگل در زبان محلى «وه گل» كه مخفف «ويگل» است به معنى مكان بى گل. آنان شعر سليمان صباحى بيدگل را شاهدى بر مدعاى خويش مى آورند.
بعد هم گفت كه كتاب زبان كوير حسين عليجانزاده را بخوانيم كه تحقيقى است درباره آران و بيدگل.
مرنجاب
اينجا مرنجاب است. خاستگاه دريغ و دريغا و دريغ من. مثلثى ميان من و آفتاب و درياچه. مربعى ميان من و آفتاب و كوير و تشنگى. دايره اى ميان جغرافياى زخم خورده بى باران. عقرب آفتاب بود كه رسيديم. گيج و منگ خوابى نصفه نيمه. مست و نيمه هوشيار. مست از بوى گلاب قمصر، كه در سرمان پيچيده بود. مست از بوى خشتِ خاك خورده كاشان. مست از جريان ستاره ها برفراز كوچه پس كوچه هاى آران و بيدگل. مست از خنكاى يك شب بيابانى. شبى كه شب نيست. ستاره باران است. شبى كه شب نيست. نفس كوچك فراموشى است. دل سپردن به خاموشى است. راهنمايمان از مرنجاب مى گويد:
- «مرنجاب كويرى است كه از شمال به درياچه نمك آران و بيدگل مى رسد و از غرب به كوير مسيله و درياچه هاى نمك حوض سلطان و حوض مره. شرقش به كوير بندر ريگ منتهى مى شود و پارك ملى كوير و جنوبش مى رسد به آران وبيدگل، راهى كه ما از آن آمديم.»
ساعت آفتاب بود كه رسيديم. در نيزه باران خورشيد. اينجا تمام عددها ظهر است. تمام دقيقه ها. ثانيه ها. ساعت ها. از آسمان، عطش بر خاك مى چكد اينجا. مرنجاب كجاست؟ جايى ميان گستره جنوبى ساحل درياچه نمك. پيش رويمان كرانه اى است سفيد، از تشنگى زمين. درياچه نمك. درياچه اى كه درياچه نيست. اقيانوس بى پايانى است از بلور. از نور. دريا نيست اصلاً. اعجاز است. معجزه اى ناهماهنگ با تمام كهكشان ها. درياچه، خواب تمام درياهاى جهان را فروبلعيده. زير آسمانى بى دريچه و ابر، درياچه انگار خواب صدف مى بيند. خواب ماهى. خواب ستاره هاى دريايى و موج هاى خروشانى كه به ساحل صخره اى اش كوبيده مى شود. درياچه در خواب غوطه ور است و دائماً از خود مى پرسد: « چشمه اى آيا در من خواهد جوشيد؟ بارانى آيا بر من خواهد چكيد؟» درياچه اما درياچه نيست. رؤياى سفيدپوش تشنه اى است كه بر عطش ترك خورده كوير پراكنده مى شود.
صداى راهنما، سوار بر زوزه باد در گوشمان مى پيچد:
- كوير مرنجاب از زيباترين نقاط كويرى ايران است كه تپه هاى شنى بلند و جنگلهاى تاقش سخت ديدنى است. جزيره سرگردان و درياچه نمك از جاذبه هاى كم نظيرى است كه تنها در ايران و در اين مناطق يافت مى شوند. اينجا روزگارى محل عبور كاروان هاى شتر بوده است و چاه دستكن در اين منطقه قرار داشته. كاروانسراى مرنجاب و قنات پرآبش كه اينك به لطف كار كارشناسى كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى احيا شده است گواه اين مدعاست كه مرنجاب روزگارى تقاطع گذر كاروان هاى تجارى و سياحتى بسيارى بوده است.
او مى گويد و من خيره به كوير مى نويسم. پيش رويمان درياچه نمك است و پشت سرمان تپه هاى ماسه بادى. تپه هايى طلايى رنگ و فريبنده. تپه هايى كه به رؤياى درخت در خود خزيده اند. تپه هايى كه هوس فرو رفتن در ماسه هاى طلايى شان در سرمان بيداد مى كند. كفش ها بى اختيار كنده مى شوند . پاها بى اختيار برهنه. جوانترها زودتر از بقيه به تند ريز تپه مى زنند. وقت وقت رفتن است. تپه ها تو را به خود مى خوانند. تپه هاى ماسه بادى خوش خرام، كه آبروى كويرند.
- اينجا را نگاه كنيد!
كسى از ما مى گويد. او مى گويد و سرها به طرفى مى چرخد. چند چتر برافراشته و رنگارنگ. سايه بان هايى مصنوعى. سايه هايى كه دهان كجى به سلطه آفتاب است. زير سايه ها چند نفر گردشگر خارجى كوكا مى نوشند. كوكا مى نوشند و به ما مى خندند. از سر خوش آمد گويى؟ شايد. شايد هم خنده اى كه نشانه پيروزى است. نشانه رو دست زدن. كه ما زودتر از شما رسيده ايم. ما كه اينجا خاكمان نيست و قدرش را بيشتر از شما مى دانيم.
- قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهرى!
يكى از ما مى گويد. انگار كه فكرت را خوانده باشد و مجادله اى بى پايان ميان گروه كوچك مان سر مى گيرد. يكى مى گويد:« آنها بهتر از ما مى دانند كه چه داريم و چه نداريم.» ديگرى به پاسخ بر مى آيد كه : «قدر دانستن نيست اين. اين اكوتوريسم است. اكوتوريسم يعنى همين. يعنى به رخ كشيدن طبيعتى بكر به ديگران. يعنى پول درآوردن از راه طبيعت براى مملكت.» بحث چندگانه مى شود. نقد جاى سؤال را مى گيرد و انتقاد جاى داورى مى نشيند: «چرا نبايد بسترهاى لازم براى بهره بردن بيش از پيش از اين طبيعت بكر فراهم شود؟ چرا نبايد همانند كشورهاى آفريقايى از بيابان و صحرايمان پولى به جيب بزنيم؟» يكى مى گويد: «اروپايى هاى آفتاب نديده حاضرند صدها هزار پوند خرج اين آفتاب و ماسه ها كنند. » كسى بى نظير بودن درياچه را به رخ مى كشد و من فارغ از اين حرف هاى تكرارى و هميشگى به بيابانگردهاى فرنگى مى نگرم كه كِرِم زده بر پوست، خود را برنزه مى كنند و مى شنوم صداى چند نفر همراه محلى شان را كه از ديده شدن يك جفت پلنگ در اين نواحى با يكديگر سخن مى گويند.
درياچه نمك
حالا بر بيكران بلور درياچه ايستاده ايم. در جدال نابرابر زمين و آسمان. ميعانى حيرت آور و سرسخت در اطرافمان جريان دارد. ما اينجا بيرون از زمان ايستاده ايم. بيرون از زمانه. هيچ كس با هيچ كس سخن نمى گويد. كه خاموشى با هزار زبان در سخن است. سكوت مان از بهت نيست. از حيرت نيست، از اضطراب نيست، از سر ناچارى است. نور زرد رنگ و بى ترحم خورشيد، سوار بر گُردهِ بادى شور و آزار دهنده به صورتمان تازيانه مى زند. بى ترحم و مداوم و چشمانمان را طاقت ديدن نيست، كه نور تيماج زرد رنگ ميرغضبى است سنگدل. كه نور زبانه آتش است بر مردمك هاى شهر نشين ِ بيابان نديده. هيچ كس چيزى نمى گويد. زير پايم سوسكى ناكام در عبور از اين مسلخ را مى بينم كه در پنجه بلورين مرگ متعجب و سردر گم مرده است. زير پايم سكوت ِساكت رؤياى چند هزار ساله درياچه اى مغموم جريان دارد. درياچه اى مغموم كه در حرارت سكوتى تلخ، خواب سرخى سيبى را مى بيند. سكوت درياچه فرياد عطشى است كه فروتنانه بر خاك مى گسترد.ميعان عطشى فروتنانه كه در تلاطم عصيان خورشيد، بلور مى شود. دل نمك مى شود. باد را اينجا تصور كن كه بر منحنى تازيانه خورشيد به نيشخط رنج بيگانه با اميد، بر سينه درياچه فرو مى لغزد. نه! اين همه بيهوده است. مرا ياراى وصف اين درياچه نيست. حتى اگر تمامى الفاظ جهان را در اختيار داشته باشم. راهنمايمان مى گويد:
- درياچه نمك درياچه نيست. معدن است. معدنى سرشار از منيزيم. هشتمين عنصر فراوان در سطح خارجى زمين. سود سرشار اين ماده در جيب چه كسى ريخته مى شود؟ هيچ كس. از هر ۱۰۰ كيلوگرم نمك اين درياچه ۱۳ تا ۱۴ كيلوگرم منيزيم خالص مى توان استحصال كرد. تاكنون۳۲ميليون تن منيزيا، ۲۰۰ميليون تن كلر سديم و ۴/۵ميليون تن كلريد پتاسيم از اين درياچه گرانبها كشف شده است. درياچه منبع لبريزى از هيپو كلريت كلسيم نيز هست. قيمت هر گرم از اين ماده كه در توليد پودرهاى لباسشويى و صنايع نساجى و رنگرزى و تأسيسات آبرسانى كاربرد فراوان دارد در بازارهاى جهانى ۲ دلار است. مصرف هيپو كلريت كلسيم در ايران نيز سالانه بالغ بر ۷۵ ميليون گرم است كه تنها مقادير كمى از آن در داخل كشور توليد مى گردد و الباقى را بايد از خارج وارد كرد. علاوه بر اين، از شورابه هاى درياچه نمك مى توان در توليد ۱۰تا ۱۲نوع كانى در صنايع گوناگون نظير كودهاى شيميايى، كاغذ، عايق كارى لوله، ضد يخ، مواد آرايشى، شيشه و سراميك، شوينده ها و لاستيك سازى و پزشكى نيزاستفاده نمود. ارزش تخمينى اين معدن سفيد و شور خفته در دامن كوير، بالغ بر۲۰ ميليارد دلار تخمين زده مى شود و اين به جز صدها ميليون دلارى است كه مى توان همه ساله از قبل اكوتوريسم منطقه بدست آورد.
با اين همه من مبهوت از بهت ساكت درياچه اى مغموم كه بر گستره اى به پهناى ۲ هزار و ۳۰۰ كيلومتر در ميانه كوير مركزى ايران خفته است، قدم مى زنم. درياچه اى كه از نگاه آسمان، مثلثى است از دريغ و دريغا و دريغ من. مثلثى است از آه و آهك و نمك.
وقت رفتن است. دل كندن. بريدن. خودم را مى بينم كه از آن همه سفيد، آن همه بلور، آن همه عظمت و شكوه دور و دور تر مى شوم. دورتر و دورتر و دورتر. با خودم مى گويم: درياچه را نگاه كن! «چه فروتنانه بر درگاه نجابت به خاك مى شكند.» نگاه كن! چه بزرگوارانه بر شعله خورشيد مى گسترد. نگاه كن!...
از درياچه نمك دور و دورتر مى شويم و در آستانه غروب، طبيعت بى آن كه از ما يارى طلب كند، خدا را به تعظيم مى نشيند.


قلعه مرنجاب يکي از زيباترين آثار ديدني کوير ، همواره مورد توجه گردشگران و کويرنوردان است .
اين قلعه مربع شکل حدود 3600 متر مربع مساحت و 2500 متر مربع زيربنا دارد .
ستاد تسهيلات سفرهاي نوروزي آران و بيدگل با استقرار 6 ايستگاه در مبادي ورودي و جاده هاي اصلي و فرعي اين شهرستان و با کمک راهنمايان گردشگري ، گردشگران و کويرنوردان را براي عزيمت به قلعه مرنجاب هدايت مي کنند . اين قلعه موقعیت بسیار مناسبی برای بر پا کردن کمپ دارد . گردشگران می توانند در اطراف برکه قلعه ، چادرهای خود را بر پا کنند (لینک :پورتال خبری کاشان )

